تلویزیون آموزشی روزمنو
آموزش نوشیدنی های خنک و پر انرژی
روزمنو، محبوب ترین انجمن آشپزی و شیرینی پزی ایرانی

برگشت   روزمنو، محبوب ترین انجمن آشپزی و شیرینی پزی ایرانی > روانشناسی و مشاوره > مشاوره و روانشناسی خانواده

User Tag List

پاسخ
 
امکانات حالات نمایش
قدیمی 2015-08-02, 12:26 PM   #196
Taraneh20
کاربر نیمه فعال
 
آواتار Taraneh20
 
تاریخ عضویت: Aug 2014
موقعیت: A warm heart
ارسالها: 276
تشکر کرده : 1,725
تشکر شده 1,314 بار در 229 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
Taraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud ofTaraneh20 has much to be proud of
پیشفرض پاسخ: <<< مشاوره مشکلات فردی >>>

نقل قول:
ارسالی توسط Paeiz مشاهده موضوع
سلام عزیزم
چند سالته ؟ تا بحال برای این زودرنج بودنت چکارایی کردی که بر طرف بشه ؟
٢٥ سالمه فقط هرچند وقت يكبار تصميم ميگيرم كه زودرنج نباشم و حساسيت نشون ندم تا چند روز جواب ميده اما مثل اين مي مونه كه مسائل ريز ريز تو دلم جمع ميشه و بايد يه جور ناراحتيمو بروز بدم،ولي كار خاص ديگه اي نكردم.
__________________
We go together like copy and paste
Taraneh20 آفلاین است   پاسخ با نقل قول
قدیمی 2015-08-03, 10:24 AM   #197
زلفا111
کاربر جدید
 
تاریخ عضویت: Aug 2015
ارسالها: 1
تشکر کرده : 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
زلفا111 در آغاز راه است
پیشفرض پاسخ: <<< مشاوره مشکلات فردی >>>

سلام دوستان
من تازه عضو شدم
تا حدی مشاوره های دوست عزیزمون پاییز رو خوندم
من مشکلی دارم که خیلی ازارم میده و دلم میخواد دوستان بگم چکار کنم تاحلش کنم یا باهاش کنار بیام
مشکل من با عروسمونه
اول از خودم بگم
من 32 سالمه.مجردم .فوق لیسانس دارم و کارمندم
یه برادرم بیشتر ندارم برادرم با همسرش توی دانشگاه اشنا شدند .هم سن هستند .اما برا یه استان دیگه و یه قومیت دیگه و فرهنگ متفاوت .با این حال وقتی گفتند اول سعی کردیم راضیشون کنیم از شهر خودمون زن بگیرند اما وقتی دیدیم این دخترو دوست دارند .پدرم رو هر طور بود خود من راضی کردم .(مادرم فوت شدند ) تا قبل عقد عروسمونبا من خیلی خوب بود و خواهرا دیگه ام که ازدواج کردند .همیشه هر وقت مشکلی داشتن به من میگفت و خودش میدونه اگر اصرارها من نبود پدرم هرگز رضایت به ازدواج با دختری از قومیت دیگه و استان دیگه نبود .اما همه مشکلاتشون من رفع کردم .اما از فردای عقد کاملن عوض شد .انگار جبهه بندی کرد که ما دشمنای سرسختش هستیم .با اینکه هیچی براش کم نگزاشتیم .از گرفتن بهترین عقد تو شهر خودش و خرید بهترین وسایل که خیلی از اونها با هزینه شخصی خود من بود .از طلا و لباس و...عروسیشم با اینکه خودش میدونست اول زندگیشونه و برادرم اصلن نداره از این خرجها کنه و میخواستند برند ماه عسل.ما با کمک پدرم و خواهرام بهترین عروسی ممکنه رو گرفتیم و حتی پدرم خونه براشون اجاره کردند و وسایلشم اغلب خودمون گرفتیم و بهترینی که از دستمون میومد مهیا کردیم بدون دخالت در انتخاب خونه یا وسایل . فقط حکم عابر بانک بودیم .بعدشم خدا شاهده هیچ باری دخالتی نکردیم توی زندگیشون .اگر پیری بود سو برداشت ایشون بود که سعی میکردیم رفع کنیم .اما الان هرچد ظاهرن با هم خوبیم همه فامیل حسرت خوبی عروس ما رو میخورند چون خودمون اینطور خواستیم باشه و دیگران فکر کنند .اما متاسفانه دقیقن برعکسه .ایشون حتی اگر داداش من بیاد خونه ما بره سرگاز یه لقمه ا غذای ما برداره خوشش نمیاد.خیلی کم خونه ما میاد .تو خانواده تنها کسی که حالا نمیدونم ظاهریه یا واقعی تنها براپدرم ارزش قایله . و همینه که تا الان باعث ارامشم شده.اما نمیدونم چرا به هیچ وجه دلش با ما صاف نیست .احترامش رو میزاره تو جمع و وقتی میاد خونمون .تا حالا با هم
هیچ دعوایی نداشتیم اصلن .میگم وقتی هم بهم میرسیم خیلی خوبیم اما باطن کار خرابه .
زلفا111 آفلاین است   پاسخ با نقل قول
قدیمی 2015-08-15, 06:10 AM   #198
13941394
کاربر جدید
 
آواتار 13941394
 
تاریخ عضویت: Aug 2015
ارسالها: 10
تشکر کرده : 7
تشکر شده 10 بار در 6 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
13941394 در آغاز راه است
پیشفرض پاسخ: <<< مشاوره مشکلات فردی >>>

بچه های روز منو سلام من تازه واردم اتفاقی اینجا رو پیدا کردم ولی به نظرم چه سایت جالبیه که خیلی به درد خانم ها می خوره خدا کنه همین جور باشه و همین جور بمونه منم با این همه مشکلات بتونم اینجا رو کنار شما دوستان باشم
13941394 آفلاین است   پاسخ با نقل قول
قدیمی 2015-08-15, 10:21 AM   #199
mefmef
کاربر نیمه فعال
 
تاریخ عضویت: Sep 2012
ارسالها: 107
تشکر کرده : 33
تشکر شده 163 بار در 58 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
mefmef یک هاله روحانی دور اوستmefmef یک هاله روحانی دور اوست
پیشفرض پاسخ: <<< مشاوره مشکلات فردی >>>

نقل قول:
سلام دوستان
من تازه عضو شدم
تا حدی مشاوره های دوست عزیزمون پاییز رو خوندم
من مشکلی دارم که خیلی ازارم میده و دلم میخواد دوستان بگم چکار کنم تاحلش کنم یا باهاش کنار بیام
مشکل من با عروسمونه
اول از خودم بگم
من 32 سالمه.مجردم .فوق لیسانس دارم و کارمندم
یه برادرم بیشتر ندارم برادرم با همسرش توی دانشگاه اشنا شدند .هم سن هستند .اما برا یه استان دیگه و یه قومیت دیگه و فرهنگ متفاوت .با این حال وقتی گفتند اول سعی کردیم راضیشون کنیم از شهر خودمون زن بگیرند اما وقتی دیدیم این دخترو دوست دارند .پدرم رو هر طور بود خود من راضی کردم .(مادرم فوت شدند ) تا قبل عقد عروسمونبا من خیلی خوب بود و خواهرا دیگه ام که ازدواج کردند .همیشه هر وقت مشکلی داشتن به من میگفت و خودش میدونه اگر اصرارها من نبود پدرم هرگز رضایت به ازدواج با دختری از قومیت دیگه و استان دیگه نبود .اما همه مشکلاتشون من رفع کردم .اما از فردای عقد کاملن عوض شد .انگار جبهه بندی کرد که ما دشمنای سرسختش هستیم .با اینکه هیچی براش کم نگزاشتیم .از گرفتن بهترین عقد تو شهر خودش و خرید بهترین وسایل که خیلی از اونها با هزینه شخصی خود من بود .از طلا و لباس و...عروسیشم با اینکه خودش میدونست اول زندگیشونه و برادرم اصلن نداره از این خرجها کنه و میخواستند برند ماه عسل.ما با کمک پدرم و خواهرام بهترین عروسی ممکنه رو گرفتیم و حتی پدرم خونه براشون اجاره کردند و وسایلشم اغلب خودمون گرفتیم و بهترینی که از دستمون میومد مهیا کردیم بدون دخالت در انتخاب خونه یا وسایل . فقط حکم عابر بانک بودیم .بعدشم خدا شاهده هیچ باری دخالتی نکردیم توی زندگیشون .اگر پیری بود سو برداشت ایشون بود که سعی میکردیم رفع کنیم .اما الان هرچد ظاهرن با هم خوبیم همه فامیل حسرت خوبی عروس ما رو میخورند چون خودمون اینطور خواستیم باشه و دیگران فکر کنند .اما متاسفانه دقیقن برعکسه .ایشون حتی اگر داداش من بیاد خونه ما بره سرگاز یه لقمه ا غذای ما برداره خوشش نمیاد.خیلی کم خونه ما میاد .تو خانواده تنها کسی که حالا نمیدونم ظاهریه یا واقعی تنها براپدرم ارزش قایله . و همینه که تا الان باعث ارامشم شده.اما نمیدونم چرا به هیچ وجه دلش با ما صاف نیست .احترامش رو میزاره تو جمع و وقتی میاد خونمون .تا حالا با هم
هیچ دعوایی نداشتیم اصلن .میگم وقتی هم بهم میرسیم خیلی خوبیم اما باطن کار خرابه .
صبور باشین و به عروستون فرصت بدین تا خودشو با شرایط جدید وفق بده
ضمنا به یاد داشته باشین عروستون همسر برادرتونه اون باید در کنارش ارامش داشته باشه و راحت باشه
ایا برادرتون از همسرش ناراضیه؟
mefmef آفلاین است   پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از دوست گرامی mefmef عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
Shady (2015-08-15), solmaz55 (2015-08-15)
قدیمی 2016-01-10, 06:53 PM   #200
naz gol
کاربر جدید
 
تاریخ عضویت: Jan 2016
ارسالها: 2
تشکر کرده : 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 0 Thread(s)
naz gol در آغاز راه است
important پاسخ: مشاوره مشکلات فردی

سلام پاییز جون
میخواستم ازت راهنمایی بگیرم
نمیدونم کجامشکلمومطرح کنم
لطفن راهنماییم کن
منتظرم
naz gol آفلاین است   پاسخ با نقل قول
پاسخ

کلیدواژه
>>>, <<<, فردی, فرزندان, فرشته, می, مار, مشکلات, مشاوره, چرا, همفکری, یا, کنند, کنید, کتاب, کردن, افسرده, اجازه, به, بازی, بعضی, تره, تغذیه, حلقه, حمام, خود, خودشون, خدا, دوستان, دیگران, داستان, دخالت, درمان, درماندم, روانشناسی, روزانه, زندگی, سلامت, سرگرمی, طلاق, عکس


در حال حاضر کاربران زیر مشغول مشاهده این تاپیک می باشند: 1 (0 عضو و 1 میهمان)
 
امکانات
حالات نمایش

قوانین ارسال
نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید
نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
نمی توانید نوشته خود را ویرایش کنید

BB code فعال
Smilies فعال
[IMG] فعال
HTML غیرفعال

Forum Jump


Free PageRank Checker

ساعت: 11:56 AM بوقت GMT +3.5


Powered by: vBulletin Version 3.8.6
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.

قدرت این انجمنها در استفاده از برنامه vBulletin می باشد.
حقوق نرم افزار استفاده شده در سایت برای Jelsoft Enterprises Ltd محفوظ است.
استفاده از محتوای سایت تنها با ذکر نام و آدرس سایت مجاز است. در صورت تخلف پیگرد قانونی دارد