مشاهده یک موضوع
قدیمی 2013-09-14, 03:46 PM   #67
sorour
کاربر فعال
 
آواتار sorour
 
تاریخ عضویت: Jun 2013
موقعیت: اهواز
ارسالها: 727
تشکر کرده : 34,411
تشکر شده 7,669 بار در 763 پست
Mentioned: 0 Post(s)
Tagged: 2 Thread(s)
sorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond reputesorour has a reputation beyond repute
پیشفرض پاسخ: خاطرات کودک من

من حدود دو روز خونه هاله کوچیکم بودم دو تا از خاله هام خونشون روبروی همه
خاله کوچیه و شوهرش و دختر 3 ساله اش رفتن خرید من رفتم خونه اون خاله ام
ولی تا قبل از اینکه خاله ام اینا برگردن داداشم اومد دنبالم و منو آورد خونه مون
خاله ام امروز زنگ زد گفت دخترش وقتی متوجه شده که من نیستم گفته اخی
خدا رحمتش کنه
اخه مامانش هر وقت کسی میره بهش میگه بره دست خدا اینم مثلا خواسته
ادای مامانشو در بیاره گفته خدا رحمتش کنه
sorour آفلاین است   پاسخ با نقل قول
19 کاربر زیر از دوست گرامی sorour عزیز برای این پست سودمند تشکر نموده اند :
aram (2013-09-14), arezoojooni (2014-11-05), bahare60 (2013-11-26), baran78 (2013-09-14), farzane_59 (2013-10-01), Mah Sa (2014-03-17), mamaneasal (2013-11-06), marzi.kh (2014-03-18), Nahid59 (2013-12-05), Piano (2013-09-14), Sepnta (2013-09-14), Simin1 (2013-09-14), solmaz55 (2014-03-17), مامان <باران> (2014-03-17), گیگیل خانوم (2017-01-25), zahori (2013-09-14), zahra. (2014-03-17), اکسیژن (2013-09-15), زهرا23 (2013-09-19)
 
تلویزیون آموزشی روزمنو
آموزش نوشیدنی های خنک و پر انرژی